بلنک



تقریبا یه ساعتی میشه که رسیدم خونه. از فکر این که امتحان فردا کنسله، یه حس آرامش آشنایی تو وجودمه که فقط کسی می تونه درکش کنه که چهار تا امتحان تخصصی پشت سر هم و سه روز بعدش دو تا نچسبشو تو یه روز باهم داشته باشه و باید یادش بمونه برا امتحان اون درسی که قراره معرفی به استاد بگیره، یه تاریخ اضافی مشخص کنه بعد از تموم شدن این ماه. همچین آرامشی تو وجودمه الان. و دارم سعی می کنم به تاریخ انقضاش فکر نکنم.


+ به آهنگ کره ای علاقمند شدم!

+ تنها امید به زندگیم در ماه آینده، سفر مشهدیه که با بچه ها قراره بریم.

+ گشنمه. حوصله ندارم غذا درست کنم. حدس می زنم اگه خوابگاهی می شدم و هم اتاقیم دلش به حالم نمی سوخت، تا الان از سوتغذیه جان به جان آفرین تسلیم کرده بودم.



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها